برچسب:
نویسنده: باربد حکیمی
«بردشیر» با دستور وارد فرهنگ زاگرس نشینان نشده که با دستور حذف شود!دوستان دغدغه مند فرهنگ و هنر زاگرس از دستور یک مقام قضایی برای حذف «بردشیر» از گورستان های کهگیلویه و بویراحمد خبر دادند و این نگرانی که چنین دستوری به فرهنگ دیرپای منطقه آسیب خواهد زد.خاطرم آمد که چند سال پیش نیز مسئول دیگری در استان چهارمحال و بختیاری، چنین ایده ای را مطرح، اما مدتی بعد و با فشار افکارعمومی فرمایشش را پس گرفت.«بردشیر» قدمتی به دیرپایی فرهنگ باستانی در منطقه دارد و قدیمی ترین نمونه های برجای مانده از آن را می توان در آثار برجای مانده از تمدن ایلام باستان به وضوح دید. نمونه هایی که دکتر یوسف مجیدزاده در اثر ارزشمند خود «تاریخ و تمدن ایلام» گراور نمود.نماد و شاخصی از اهمیت این مظهر قدرت و صلابت که در طول تاریخ باستان ریشه های ایلامی خود را در فرهنگ و تمدن «الیمایی» مناطق بختیاری نشین حفظ نمود و سینه به سینه منتقل و در سرپنجه های هنرمند حجاران سرزمین کهن ما نگاه داشت تا امروز بازتابی از شجاعت و رشادت و پهلوانی و نیک نامی، بر گور مردان بزرگ سرزمین مان باشد.«بردشیر» از اعماق تاریخ می آید و با دستور نیامده که با دستور حذف شود و حذف نیز نخواهد شد.در عین حال این نقد نیز به حجاری های جدیدی که از بردشیر می بینیم وارد است که با قالب گیری ها و ماشین تراشی های جدید، طرح نمادین بردشیر مورد خدشه واقع شده و شایسته بازنگری و دقت بیشتر است تا بهانه حذف به دست افراد ناآگاه ندهد.«بردشیر»، با دستور نیامده که با دستور حذف شود، اما برای معرفی بهتر اهمیت و تاریخ این نماد ارزشمند باید کار فرهنگی و هنری بیشتر و بیشتری کرد.مشابه کاری که جوان هنرمند و دغدغه مند دیارم امیر سرقلی عزیز انجام داد و ماکت های نمادینی از بردشی
برچسب:
نویسنده: باربد حکیمی
برچسب:
نویسنده: باربد حکیمی
مادران سوگوار-اثر جوتو(جیوتو)نقاش رنسانسطبیعت بی جان -اثر : پل سزانفرمالیسم فرایفرای که خود نقاش بود ، از زمانی که در سال ۱۹۰۰ به نوشتن نقد های هنری پرداخت، در زمینه ی امور مربوط به تکنیک و مواد آثار هنری، به طور ویژهای آگاه بود. اما مدتی طول کشید تا به این ابداع روش فرمالیستی بپردازد که اینک به سبب آن معروف است. در آغاز دوران فعالیت خود را در حوزه ی نقد، مجموعه مقاله ای درباره ی جیوتو(۱۲۶۷؟تا۱۳۳۷)، نقاش رنسانس آغازین ایتالیایی، نوشت که در آنها بر ابعاد نمایشی روش او در قبال موضوعات مذهبی تاکید کرد. در سال ۱۹۲۰ هنگامی که بخشی از کار خود را درباره ی جیوتو در مجموعه نقدی با نام دید و طرح دوباره منتشر کرد، روش انتقادی خود را چنان به کلی تغییر داده بود که احساس کرد این تغییر را باید در یادداشتی توضیح دهد:" چیزی که در ادامه میآید... شاید بیش از هر مقاله ی دیگر در اینجا به طور مجدد چاپ شده است، با افکار زیبایی شناسی اخیر من در تضاد باشد. مشاهده خواهید کرد که بر بیان تصور نمایشی جیوتو در تصاویر خود، تاکید بسیار می شود. من هنوز فکر می کنم آنچه تاکنون اتفاق افتاده، به کلی درست است و شک ندارم هنرمندی مانند جیوتو در نظر داشتن این موضوعی را بیان کند باید. با این فرضیه، اگر جایی از مقاله پدیدار شود، مخالفت کنم که تصور نمایش این تنها ممکن است برای خلق فرم، الهام بخش هنرمند شده باشد، بلکه ارزش فرم برای ما، با به رسمیت شناختن تصور نمایشی پیوند خورده است.حال، تفکیک واکنش ما در برابر فرم ناب از واکنش ما درباره ی تصور های مرتبط ضمنی آن، با تجزیه و تحلیل کامل تجربه ی ما از اثر هنری، برای من امکان پذیر به نظر می رسد."او در این یادداشت،میان "فرم ناب" و " تصورهای مرتبط [تداعی شونده]" تمایز ایجاد
برچسب:
نویسنده: باربد حکیمی
سوگند هوراسفرمالیسمهنر در مقام فرمفرمالیسم(صورتگرایی)، مانند نظریه ی بیانی هنر، همچون واکنشی در برابر نظریه های باز نمودی هنر پدیدار گشت، و نیز همانند نظریه ی بیانی هنر، موجب بروز دگرگونیهای شگرفی در کار بست هنری شد. کاربست های هنری ای پیوند وثیقی با ظهور فرمالیسم داشتند، تحولاتی در نقاشی و پیکره تراشی بودند که با عنوان هنر مدرن یا مدرنیسم شناخته شده اند. این هنر، کیک کوبیسم و مینیمالیسم(کمینه گرایی ) را نیز شامل می شود، به سوی تجرید می گراید. هنرمندان مدرن از تصویرگری پرهیز داشتند، و نقاشی های خود را با استفاده از اَشکالی، که اغلب فاقد جنبه ی بازنمایی بودند، نه به کمک گستره هایی از رنگ پدید می آوردند.هدف آنان صرفاً این نبود که ظواهر محسوس جهان را تصویر کنند، بلکه اغلب تصاویری می ساختند که به سبب نظام بصری، فرم(صورت)، و طراحی خیره کننده در خور توجه بود. بی شک، یکی از علل مهم تطور این گونه از هنر مدرن ظهور هنر عکاسی بود. عکاسی این امکان را فراهم ساخت تا بتوان تصاویری با واقع نمایی چشمگیر، به آسانی و ارزان، تولید کرد. خانواده ها دیگر نمی توانستند، به سادگی و بدون صرف زمان و هزینه فراوان، چهره نگاره هایی از خود داشته باشد. تا اواخر سده ی نوزدهم و اوایل سده ی بیستم، چنین می نمود که دیگر عکاسی نقاشی را به مثابه ی هنری تقلیدگر از دور خارج کرده باشد. هنرمندان ناگزیر بودند که برای بقای خویش حرفه ی تازه ای،یا دست کم، سبک جدیدی بیابند. تجرید یکی از شیوه هایی بود که هنرمندان برای سازگاری با شرایط متغیر آن روزگار برگزیدهاند.از آغاز سده ی بیستم به این سو، روز به روز نقاشان بیشتری به خلق نقاشی هایی غیر عینی، که در اصل به جای دلالت به طبیعت،به تبیین رویه ی نقاشی می پرداخت،رو می آورند. دیگ
برچسب:
نویسنده: باربد حکیمی
برچسب:
نویسنده: باربد حکیمی